الشيخ السبحاني
84
قرآن و معارف عقلى (تفسير سوره حديد) (فارسى)
انطباقى ندارد . 3 . دستهء سوم جملهء « ثُمَّ اسْتَوى عَلَى العَرْشِ » را كنايه از احاطه و استيلاى او بر تمام جهان دانسته مىگويند اين جمله كنايه و تشبيهى بيش نيست و عرش مصداق خارجى و حقيقت واقعى ندارد و خداوند براى بيان احاطهء قدرت و سلطه و تدبير جهان خلقت خود اين جمله را به كنايه بيان كرده ؛ زيرا زمامداران وقتى به تدبير امور مملكت مىپردازند كه روى تخت حكومت قرار بگيرند و به صادر نمودن اوامر و نواهى ، امور كشور را سروسامان مىدهند . از آن جا كه خداوند پس از آفريدن جهان ، با پديد آوردن حوادث و بخشيدن نظم و نظام به سراسر جهان هستى به تدبير امور عالم خلقت پرداخته است از اين جهت چنين حالتى تكوينى و واقعى را با يك جمله كه تشبيه و كنايه است - بيان كرده است و گرنه موجودى به نام عرش در كار نيست ، كه آفريدگار جهان بر آن استيلا جويد . اين نظر نسبت به نظرهاى پيش ، به واقع نزديكتر است ؛ زيرا به گواهى آيههاى زيادى مقصود از آيهء « ثُمَّ اسْتَوى عَلَى العَرْشِ » همان استيلا به منظور تدبير جهان آفرينش است . يكى از گواههاى اين مطلب اين است كه اين جمله ، در هفت مورد پس از بيان خلقت آسمانها و زمين در شش دوره ، وارد شده است ، گويا مقصود اين است كه پس از آفرينش آسمانها و زمين ، به تدبير و تنظيم و پديد آوردن اوضاع حوادث در آن پرداخت و اصل خلقت مطلبى است و تدبير و تنظيم مطلبى ديگر . گواه ديگر اين كه ، در قرآن در بسيارى از موارد پس از جملهء مورد